کشکول بیرجندی

شعر و گویش بیرجندی

کشکول بیرجندی

شعر و گویش بیرجندی

نقیضه


«مستی نه از پیاله نه از خُم شروع شد»


از رویِ ماهِ دختر مردم شروع شد!


از سرخی لبان شبیه انار ، یا...


مویِ بلوندِ بیش تلاطم ! شروع شد


حتّی شما که میشنوید این نقیضه را


در ذهنتان مرور و تجسّم شروع شد


گندم بهانه بود وگرنه چراپس از...


امر هبوط مصرف گندم شروع شد؟


آدم نبود نشئه ی اکس و نخود سیا!


رویِ زمین بساط توهّم شروع شد


حوّا کجا و چهره ی هر دم بَزک کجا!!؟


با این وجود سوءتفاهم شروع شد


دوران عقد را سپری کرد با شعف...


بعد از سه ماه نِق نِق خانم شروع شد!


کم کم کشیده شد به طلاقِ توافقی


عشقی که با نگاه و تبسّم شروع شد


با این وجود بس که تنوّع زیاد بود!


فکرِ گرفتنِ زنِ دوّم شروع شد


آرایش زنان زمین تا زیاد شد


تویِ دلش فروش تراکم شروع شد!


"محمدحسین بهدانی"

ما همینیم

مامردمان ساده یِ ایران زمینیم


دیندار امّا بی خیال ِ هرچه دینیم


بحث سیاسی را شدیداًدوست داریم


اغلب بدین منظور با هم می نشینیم


گرچه ضریب هوشی مان هست بالا!


در دادنِ باج و سواری اوّلینیم


با جیب خالی خوشگل امّا بی تحرّک


مانند مانکن های تویِ ویترینیم


باخطّ وگوشی دست مردم کار دادیم


ثابت شده از این نظر کار آفرینیم!


ما عاشق هر نغمه یِ غیر مجازی


چون "ربّنا"! و "مکّه یِ عشق"معینیم


با این وجود آنقدر داریم امنیت که...


با گشت نامحسوس زیر ذرّه بینیم!!


در راستای جنگ با ماهواره باید


روزی سه وعده فیلم تکراری ببینیم


با پول حاصل از پیامک های مردم!


برنامه سازانی قوی!!می آفرینیم


گر مشکلات مملکت از بی حجابی است!


تقصیر زنها نیست ما ها تیز بینیم


تا چین به قصد کسب دانش می رویم و...


در واردات از چین حماسه آفرینیم


حتّی برای ازدواجی کم هزینه


دنبال زنهای پلاستیکی چینیم


با روغن پالمی که محصولی سعودی است!


بیمار پرورهایِ تن در آستینیم


بیخود به فکر اقتصاد مان نباشید


تا اختلاسی هست قطعاًما همینیم


این شعرها سودی به حال ما ندارد


دنبال گوشی مفت و قدری آفرینیم!


«محمدحسین بهدانی»


آمار

کاری به غلط بودن آمار نداریم


هرباراگرداشته، اینبارنداریم!


صدمجتمع نان سرِهرکوچه زدیم و..


نانی که حلال است به بازار نداریم


هنجارشکستن شده یک سبک جدیدو..


مِن بعد دراین منطقه هنجار نداریم


دزدی،شده یک مرحله از کسب درآمد!


بامرحله های دِگرش کار نداریم


هر روز به یک نحو جماعت سرِ کارند


پس شکرخدا آدم بیکار نداریم!


نزدیک سه مِلیون نفراز نفت شریکند!


اسناد زیادی است که "دربار"نداریم!


در کُلّ جهان هم که بگردید،چو ایران


در دولتِ شان اینهمه نان خوار! نداریم


حراج شده یوسفِ مان بر سر بازار..


باقیمت پائین و خریدار نداریم!


فریاد عدالت فقط از دور خوش است و..


یک مرد در این عرصه یِ پیکار نداریم


پس ای شعرا یک شبه حلّاج نگردید


زندان اِوین هست اگر"دار" نداریم


«محمدحسین بهدانی»



https://telegram.me/kashkoolebirjandi

داف پری سان

رفته بودم سرِ کوچه دو عدد نان بخرم


و کمی جنس بفرموده ی مامان بخرم


از قضا چشم من افتاد به یک دوشیزه


قصد کردم قدحی " ناز  "از ایشان بخرم


ناز از دلبر طنّاز ،خریدن دارد


بهترآن است که از دافِ پری سان! بخرم


بس که ابروی"تتو" با مژه اش  سِت شده بود


مانده بودم چه از آن سرو خرامان بخرم


لبِ غرق رُژ و گیسوی فَشن را باید..


شده حتّی به شبی رفتنِ زندان،بخرم


بی خیالِ رصد"گشت"شدم یک لحظه


تااگرهم شده با چنگ و دندان بخرم...


که به خود آمده،دیدم به سرش شالی نیست!


به کجا میروم اینگونه شتابان! بخرم!


نکند دوره چهل سال عقب برگشته


یا که من آمدم از عهد رضاخان بخرم!


باتعجّب و کمی دلهره گفتم ؛بانو!


بهرتان روسری اندازه ی " روبان"! بخرم؟


گفت؛ با لحن زنانه " برو گم شو عوضی"!


پسر "مش صفرم"!، آمده ام نان بخرم!!! 


«محمدحسین بهدانی»




https://telegram.me/kashkoolebirjandi

فقرا...

فقرا سفره ی تان مملو نان خواهد شد


هرشعاری که شنیدید همان خواهدشد


وعده ها رنگ تحقّق به خودش می گیرد


منقرض نسل چاخان گو وچاخان خواهد شد


قبل از این نان شما فی المثل آجر می شد


بعد از این آجرتان تخت روان خواهد شد


محض تکریم زنان مهریه ها سنگین و


دیه ی مردِ شما نصف زنان خواهد شد!


دست هایی که شده شهره به «پشت پرده»


با « بِگم » یا « نَگمی» باز عیان خواهد شد


گرچه این سوژه عیان است و همه می دانند


بارها داخل اشعار بیان خواهد شد


قطع امید کنید از دو قِران یارانه


که به جیب« آمداز این راه و از آن خواهد شد»


پول هایی که قرار است به ما برگردد


صَرف برنامه ی برگشتن آن خواهد شد


مرغ همسایه چو غاز است حسودی نکنید


لا اقل بچّه ی ما غاز چران خواهد شد


ارزش جان شما با «دیه»افزوده شدو...


بیمه هرسال به این نحو گران خواهد شد


و« پراید»ی که خودش حضرت عزرائیلی است!


اَمن و بی حادثه مانند «ژیان» خواهد شد


بس که هی ساعتِ مان را پس و پیشش کردند


فصل ها قاطی و یک دست خزان خواهد شد


غم پیری نخورید،این همه آرایش را...


هرکه با لطفِ زنان دید ،جوان خواهد شد!


بشتابید اگر قصد گناهی دارید!


همه بخشیده به ماه رمضان خواهد شد!!


« محمدحسین بهدانی»


https://telegram.me/kashkoolebirjandi